Glass
6.8 (میانگین رآی 124,855 نفر)
43 نمره منتقدین
7 امتیاز کاربران (123 رای)

Glass ( 2019 )

تاریخ انتشار :-
بک مامور امنیتی به نام دیوید از توانایی های فرا طبیعی خود استفاده می کند تا بتواند کوین وندل را بیابد، مردی که 24 شخصیت مختلف دارد.

Glass
  • توضیحات :

    فيلم دوبله فارسي «شیشه»
    دوبله شده توسط موسسه معتبر غير داخلی

    کیفیت: BluRay 1080p Full HD حجم : 8.75 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: SPARKS
    کیفیت: BluRay 1080p حجم : 1.89 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: NightMovie
    کیفیت: BluRay 1080p حجم : 2.49 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: MkvCage
    کیفیت: BluRay 1080p x265 حجم : 1.02 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: RMTeam
    کیفیت: BluRay 1080p x265 حجم : 1006.19 مگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: NightMovie
    کیفیت: BluRay 1080p x265 - 10 bit حجم : 3.00 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: MkvCage
    کیفیت: BluRay 720p حجم : 1.20 گیگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: MkvCage
    کیفیت: BluRay 720p حجم : 922.77 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: NightMovie
    کیفیت: BluRay 720p x265 حجم : 852.63 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: MkvCage
    کیفیت: BluRay 720p x265 حجم : 468.49 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: RMTeam
    کیفیت: BluRay 720p x265 حجم : 489.59 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: NightMovie
    نسخه دوبله فارسی کیفیت: BluRay 1080p حجم : 1300 مگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: NightMovie
    نسخه دوبله فارسی کیفیت: BluRay 1080p x265 حجم : 1100 مگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: NightMovie
    نسخه دوبله فارسی کیفیت: BluRay 720p حجم : 952.32 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: NightMovie
    نسخه دوبله فارسی کیفیت: BluRay 720p x265 حجم : 668.73 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: NightMovie
    دانلود صوت دوبله به صورت جداگانه
    • کیفیت: Stereo 128
    • مدت زمان: 02:09:01
    • فرمت: mka
    • حجم: 99.2 مگابایت
    در صورتی که قبلا فیلم را دانلود کرده اید، این فایل صوتی را دانلود کرده و طبق آموزش زیر روی فیلم زبان اصلی بگذارید.
    • gmwow
      آیا این نقد برایتان مفید بود ؟
      gmwow
      جمعه, 23 فر 1398 ساعت 02:03
      • داستان کلی :
      • نقش آفرینی بازیگران :
      • موسیقی متن :
      • تأثیرگذاری :
      نقاط قوت
      • تصویربرداری تماشایی
      • داستان جالب و مهیج
      • اجراهای دیدنی بازیگران
      • کارگردانی نسبتاً خوب شیامالان
      نقاط ضعف
      • برخی سکانسها و دیالوگهای طولانی و بی‌خاصیت
      • پایان نه چندان خوب
      شاید کمتر بتوان در سینمای جهان کارگردانی مانند ام نایت شیامالان را یافت که بدشانسی و بازیابی اعتبارش تا این حد در نوسان بوده باشد. کارگردان خوش ذوق هندی تبار شاغل در هالیوود، از روزهای ابتدایی فیلمسازی اش ثابت کرد که استعداد بزرگی در وجودش دارد و ایده هایش به اندازه ای ناب و جذاب و ترسناک هستند که بتواند مخاطبین خودش را داشته باشند. اما همانطور که گفتم او بسیار بدشناس است چراکه پس از تمجیدهای فراوانی که بابت ساخت « حس ششم » روانه او شد، نامش همواره در کنار بزرگان سینما قرار گرفت اما او هربار با ساخت فیلمهای ضعیف طرفدارانش را ناامید می کرد و پس از چند ناکامی دوباره با یک فیلم خوب به سینما باز می گشت و سپس چرخه امید - ناامیدی را دوباره تکرار کرد!

      اما ساخت « Split » در سال 2016 نشان داد که چرخ های فیلمسازی شیامالان دوباره به کار افتاده و روی خوشش را به سینما نشان داده است. سکانس غافلگیر کننده انتهای «Split » و ارتباط دادن آن با دیگر فیلم محبوب شیامالان یعنی « Unbreakable » ، این بار هیجان طرفداران این کارگردان را دو چندان کرد تا بی صبرانه در سال 2019 در انتظار پازل سوم این سه گانه در فیلم « Glass » باشند که شخصیت های محوری و دوست داشتنی دو فیلم محبوب این کارگردان را در کنار هم قرار داده و قرار است داستانی را روایت کند که در نهایت نقطه اتصال آنها به یکدیگر باشد.

      داستان فیلم از جایی آغاز می شود که آقای 24 شخصیتی ( جیمز مک آووی ) آن بیرون هنوز هم شخصیت بی ثابت خود را به کار می گیرد و دیوید ( بروس ویلیس ) نیز به دنبال شکار اوست .دیری نمی پاید که این رویارویی اتفاق می افتاد اما بلافاصله همه آنها دستگیر شده و به مکانی فرستاده می شوند که در آنجا دکتر الی استیپل ( سارا پُلسن ) سعی دارد با آنها که فکر می کنند قدرت اَبَر انسانی دارند مواجه شود.

      باید با هم صادق باشیم، ساخت یک فیلم براساس دو تجربه کاملاً متفاوت یک کارگردان که از قضا، هر دوی آنها جزو محبوب ترین آثارش نیز به شمار می رود، قطعاً وظیفه دشواری است. از سوی دیگر، شیامالان کارگردانی نیست که در زیر اینچنین فشاری کمر خم کند و باعث نابودی اثرش شود. او در دوران فیلمسازی اش اغلب زمانی دچار بحران شده که بودجه عظیمی در اختیارش قرار داده اند و او هم به بدترین شکل ممکن فیلم را روانه سینما کرده! اما او می داند که در اینجا با فیلمی سر و کار داشته که خود او نقش خالق را در آن ایفا کرده و از طریق خودش به سینما معرفی شده است. به همین جهت فیلم شروعی جذاب و مهیج دارد و این تمام آن چیزی هست که از شیامالان انتظارش را داشتیم.

      اما باید گفت که برای تماشای یک فیلم از شیامالان ما همیشه باید انتظار یک اتفاق نگران کننده را نیز داشته باشیم و این اتفاق در « Glass » نه یکی بلکه در چند بخش به وجود آمده است. نخستین ایرادی را که می توان به فیلم وارد کرد این است که بیش از آنچه که ظرفیت فیلمنامه می طلبد، به تعریف و تحلیل موقعیت افراد می پردازد، آن هم در شرایطی که سکانس های طولانی و کِش دار کمکی در راستای درک بیشتر دنیای قصه نمی کند و منجر به طولانی شدن بی جهت زمان فیلم شده است. استفاده چندین و چندباره از تکنیک POV در طول داستان نیز باعث منحصر به فرد شدن موقعیت ها نمی گردد.

      با اینحال فکر میکنم نیمه اول فیلم، نقطه قوت اثر محسوب می شود و به جهت اینکه تماشاگر دنیای قصه آدمهای فیلم را پیش از تماشای این فیلم به خوبی درک کرده، هیجان بسیاری دارد تا آنها را در کنار یکدیگر و در تعامل با هم ببیند. تعاملی که طبق عادت بد شیامالان، دیالوگ های بیش از اندازه، در آن جریان دارد. دیالوگ هایی که گاهاً از متن فراتر رفته و جنبه شخصی برای کارگردان پیدا می کنند و روند داستان را دچار ضعف می کنند. برای درک این موضوع، می توانیم نگاهی به جیمز مک آووی در فیلم داشته باشیم که اگرچه در اینجا هنوز هم نقطه قوت او شخصیت پردازی اش است، اما در مقایسه با « split » در جایگاه پائین تری قرار می گیرد.

      نگاهی که شیامالان در « split » به سوژه فیلمش داشت، نگاهی هوشمندانه بود که با مباحث روانشناختی درهم آمیخته شده بود. تصمیمی که باعث شد تماشاگران بیشتر به سوژه داستان نزدیک شوند و روی خوشی به او نشان دهند. اما در « Glass » اتفاق غیرمنتظره ای مخصوص در اواخر فیلم رخ می هد و آن اینکه فیلم از یک اثر روانشناسی به اکشن شبه اَبَرقهرمانی تغییر مسیر می دهد. اکشنی که گاهی بیش از اندازه غلیظ می شود و ابداً در جایگاهی نیست که به این شکل به نمایش درآید. این شتاب زدگی زمانی کار را خراب تر می کند که فیلم به مرحله جمع بندی می رسد و قصد دارد پایانی در خور اثر رقم بزند که با ناامیدی کامل همراه است و مطمئنم که بسیاری را هم ناامید خواهد کرد.

      اما در میانه این ناامیدی، بازیگران فیلم و در بین شان، جیمز مک آووی به حدی نقش خود را به درستی تحلیل کرده که بتواند هنوز هم ما را غافلگیر کند و باعث شود که فیلم ارزش فروختن یک بلیت بیشتر به تماشاگرش را داشته باشد. مک آووی در اینجا بروس ویلیس که نقش حاشیه ای دارد ( واقعاً در حاشیه است! ) را کنار رانده و بهترین بازیگر فیلم با فاصله بسیار نسبت به دیگران می باشد. « Glass » به خوبی ارزش های این بازیگر را در مقابل دوربین نشان می دهد.

      همانطور که در ابتدای مطلبم گفتم، ام نایت شیامالان همواره روندی سینوسی در دوران فیلمسازی اش داشته است که یا خیلی موفق بوده و یا خیلی بد. « Glass » در رده آثار متوسط این کارگردان دسته بندی می شود که هنوز نبوغ او در فیلمبرداری و بدیع بودن سوژه هایش چشمها را به خود خیره می کند. اما عجله همیشگی او در فیلمسازی باعث می شود تا همه چیز شتاب زده به جلو برود و در نهایت با انبوهی از سوالات پاسخ داده نشده، فیلم را به اتمام برساند. فیلمی که قطعاً می بایست ارزش بالاتری از آنچه که الان هست می داشت.
    • HASAN-21
      آیا این نقد برایتان مفید بود ؟
      HASAN-21
      شنبه, 17 فر 1398 ساعت 16:01
      • داستان کلی :
      • نقش آفرینی بازیگران :
      • موسیقی متن :
      • تأثیرگذاری :
      نقاط قوت
      • بازی خوب James Mcavoy
      نقاط ضعف
      • پایان ضعیف
      Night Shyamalan از همان ابتدای ورود به دنیای سینما، با آثاری مانند The Sixth Sense و Unbreakable مورد توجه عموم قرار گرفت. گرچه در بازه‌ای شاهد افت استقبال از ایده‌های این کارگردان آمریکای-هندی بود‌ه‌ایم؛ اما در نهایت، عرضه محصول محبوبی به نام Split (نفاق) – ادامه غیر مستقیمی از داستان Unbreakable – این نویسنده محبوب را به جایگاه پیشین خود برگرداند.

      پس از دو سال، شاهد عرضه فیلم جدید ام. نایت شیامالان با نام Glass هستیم؛ که تجمع جذابی از شخصیت‌های خارق‌العاده و مبتلا به توانایی‌های فراطبیعی از دو اثر Unbreakable و Split است. فیلم گلس داستان زندگی این شخصیت‌های عجیب و خارق را در دنیای واقعی روایت می‌‎کند. شاید اکنون در عصر قهرمانان بی‌عیب و نقص دنیای «مارول» و «دی‌سی» زندگی می‌کنیم، اما شیامالان روش خود برای پردازش شخصیت‌های قهرمان و خارق‌العاده کامیک‌بوک را دارد.

      در همین ابتدای نقد فیلم Glass به موفق شدن یا شکست خوردن کارگردان در ارائه روایت متفاوت از قهرمان‌های کامیک‌بوکی اشاره نمی‌کنیم. مقصود حذر کردن شما از پنداشت مشابه بودن دنیای شیامالان با شخصیت های دنیای سینمایی مارول است.
      فیلم Glass 2019 در ادامه ماجرای فیلم Split ادامه می‌یابد. در فیلم قبلی این کارگردان با شخصیت Kevin Wendell (با بازی جیمز مکاوی) آشنا شدیم. کوین تحت سلطه ابعاد شخصیت‌های چندگانه اخلاقی خود است. این ابعاد شخصیتی را با نام «اعضای هورد» می‌شناسیم که موجب نفاق ترسناکی در رفتار کوین شده است. در طرف دیگر پس از سال‌ها، شخصیت David Dunn (با بازی بروس ویلس) از فیلم Unbreakable را ملاقات می‌کنیم؛ که اکنون یک کسب‌و‌کار تامین امنیت خانه‌های شهروندان را مدیریت می‌کند. اما می‌دانیم که دیوید هرگز بازنشسته نمی‌شود و به طور مخفیانه در حال مبارزه با جرایم شهر فیلادلفیا به عنوان یک The Overseer است. در این میان، پسر دیوید، Joseph (با بازی اسپنسر تریت کلرک) که اکنون بزرگ شده هم وارد راه پدرش شده و به او کمک می‌کند.

      در جریان مبارزه این دو با جرایم شهر فیلادلفیا، آن‌ها توانستند در حضور یک شخصیت چند بعدی هورد را – همان که شخصیت کوین در فیلم Split به آن مبتلا بوده است – پیگیری کنند و محل سکونت آن را در حالی بیابند که این هورد به مانند دیگر شخصیت‌های پلید با گروگان گرفتن چند دختر جوان، قصد قربانی کردن آن‌ها برای موجود The Beast را دارد. در حالی که منتظر رویارویی دیوید و شخصیت چندوجهی هستیم، اما تقابل این دو طولی نمی‌کشد که ناگهان یک مهمان ناخوانده جریان مقابله این دو را به هم می‌ریزید. یک افسر پلیس برای دستگیر کردن این‌ها به محل گروگان‌گیری حمله می‌کند و این دو را دستگیر می‌کند. این افسر توسط شخصیت کلیدی به نام دکتر Ellie Staple (با بازی سارا پاولسان) به این محل هدایت شده است.

      دکتر استیپل یک پزشک متخصص در زمینه درمان افراد مبتلا به وهم داشتن قدرت‌های خارق‌العاده است؛ که موفق می‌شود دیوید و کوین را به موسسه Raven Hill Memorial بکشاند. اگر فیلم Unbreakable را تماشا کرده باشید، می‌دانید که شخصیت Elijah Price با لقب آقای گلس (با بازی ساموئل جکسون)، به این موسسه پس از جرم‌های بسیار خود در پایان این فیلم تبعید شد. حال شاهد حضور سه شخصیت غیرمعمولی یعنی دیوید، کوین و الیجا در کنار یک‌دیگر هستیم.

      برنامه دکتر استیپل این است که به این سه مرد بفهماند که آن‌ها شخصیت‌هایی با قابلیت‌های عجیب نیستند. اما الیجا با قرار گرفتن در کنار سه قهرمان شگفت‌انگیز دیگر، مجذوب این ایده می‌شود که به هر نحوی که شده، وجود انسان‌های خارق العاده را به جهان اثبات کند. در این میان مادر جوزف و دوست خود در تلاش‌ هستند تا این سه را از قرنطینه‌ای که در آن حبس هستند، پیش از آن‌که دیر شود، نجات دهند.
      در حالی که نام فیلم به طور مستقیم به اسم گلس اشاره می‌کند، اما این فیلم چندان بر حول شخصیت الیجا یا دو شخصیت دیگر پیش نمی‌رود. فیلم Glass 2019 بیش‌تر به جای لقب الیجا به طرز تفکر او مرتبط است. شیامالان از طریق بیان الیجا به تاثیر به‌سزای شخصیت‌های ابر قهرمان بر زندگی تمامی افراد می‌پردازد. نویسنده قصد دارد اهمیت موجودات خارق العاده را مانند آن چه در داستان‌های اسطوره‌ای تا کامیک‌بوک‌ها موجود است، در شکل‌گیری تخیل و افکار ما تشریح کند.

      مسئله فیلم شیشه تنها با قهرمانان بخت‌برگشته نیست. این فیلم سعی دارد تا به مانند نقاطی که در دو فیلم Split و Unbreakable تجربه کردیم، به این موضوع ایمان بیاوریم که هر شخصی دارای یک قدرت بالقوه – و شاید خارق‌العاده – است. حال، بروز و پرورش این قدرت که برای مدتی ناشناخته مانده، می‌تواند به خودی خود، یک داستان دیدنی جذاب به مانند دو فیلم قبلی باشد. شیامالان قصد دارد تا آزادی بروز قابلیت‌های نهفته در ذات هر شخص را حق طبیعی هر فرد نشان دهد؛ اما این موضوع را گوشزد کند که بروز یک ویژگی غریب و متفاوت، ممکن است موجب دوری جامعه از فرد شود، که باید با این موضوع مبارزه کرد.

      همه این موضوعات، فیلم Glass 2019 را تا پرده دوم خود، اثری جذاب می‌کند. شکستن تابوی متفاوت بودن و شناختن قابلیت‌های درونی با هر زمینه و در هر روایتی جذاب است؛ اما زمانی که فیلم وارد پرده سوم می‌شود، متوجه می‌شویم که کارگردان نتوانسته بیش‌تر از این به قهرمان‌های داستان اوج دهد و سوخت پرواز داستان در این نقطه به پایان می‌رسد. در میانه متوجه می‌شویم که باید امیدوار باشیم تا نه با هدف به مقصد رضایت رسیدن، بلکه ایمن فرود آمدن در یک بیابان ناکجاآباد، تیتراژ را روی پرده مشاهده کنیم.

      Glass، عیب منزجرکننده در مفهوم و زمینه خود ندارد و با شروع داستان، بسیار مشتاق کننده است؛ اما در پایداری داستان و رسیدن به هدف داستان به مشکل بر می‌خورد. فیلم به شدت به دیالوگ‌های خود وابسته است و این دیالوگ‌های مسحورکننده به مرور شما را تشنه مواجهه با یک پیچش خارق العاده می‌کنند. اما مدتی که می‌گذرد، متوجه می‌شویم که قرار است برای مدتی به دیالوگ‌های پشت سر هم گوش دهیم. در دورانی که قهرمانان شگفت‌انگیز را کم‌تر در حال حرف زدن و بیش‌تر در میان تخریب، آتش و انفجار می‌بینیم، وعده‌های گفتاری شخصیت‌های فیلم Glass تنها برای مدتی قابل تحمل هستند.

      تلاش شیامالان بر ترکیب دو دنیای فیلم‌های پیشین خود است؛ اما تنها توسعه قابل مشاهده در داستان، دست‌یابی به جزییات بیش‌تر از هر شخصیت است که کمکی به ارتباط این‌ها با یک دیگر نمی‌کند. با این که حتی شاهد افزوده شدن شخصیت‌های فرعی جدید به کوین هستیم، اما دقیق نمی‌دانیم که این شخصیت‌ها در حالی که خود او نه گروگان‌گیر بلکه اسیر دیگری است، به چه کار خواهد آمد. از سه شخصیت اصلی که بگذریم به شخصیت‌های جانبی امید می‌بندیم؛ تا شاید آن‌‌ها برای ما مقصد این داستان را شرح دهند. اما هر چقدر که مشاهده مجدد نقش «کیسی کوک» با بازی «تیلور جوی» هیجان بخش است، اما این بازیگر کلیدی هم نمی‌تواند مشکل اصلی داستان را برطرف کند.
      داستان فیلم شیشه به جای این که با سردرگمی شما را درگیر جریان خود کند، بیش‌تر گیج کننده بود. اما شیامالان یک برگ برنده دیگر در دست خود دارد؛ با وجود بی‌راهه رفتن روند داستانی اما مواردی که ما را مجاب به ادامه تماشا می‌کند، کارگردانی و ویرایش ویدیویی خلاقانه با نظارت شیامالان است. قالب رنگ و دید به خصوص، نمای نهایی درخوری را به وجود آورده که این فیلم را از دور، یک ماموریت واجب برای تماشا نشان می‌دهد. شاید بهتر بود شیامالان به جای روی آوردن به صحنه‌های اکشن از همان طریقه قدیمی خود، یعنی استفاده از دیالوگ‌های استرس‌آور برای تهیج مخاطب استفاده می‌کرد. چراکه نمای کلوزآپ در درگیری‌های شخصیت دیوید ناامید کننده است. به طور کل فیلم شیشه 2019 قصد دارد با افزودن چاشنی‌های ناهمگن، نمای متفاوتی از این اثر نشان دهد؛ اما در آخر با شکست مواجه می‌شود. موسیقی متن به عمد قصد تلقین فضای استرس‌آوری را دارد؛ در حالی که در صحنه همزمان، اتفاق بسیار تکان دهنده در پیش‌روی شخصیت‌ها قرار ندارد.

      فانیبو
      خانه فیلم و سریال فیلم Glass 2019 – نقد و بررسی فیلم شیشه به‌همراه تریلر
      فیلم GLASS 2019 – نقد و بررسی فیلم شیشه به‌همراه تریلر
      11 اسفند 1397
      فیلم Glass 2019 – نقد و بررسی فیلم شیشه به‌همراه تریلر
      فیلم Glass 2019 (شیشه) مجموعه‌ای از تمام شگردهایی است که کارگردان محبوب این اثر، «ام. نایت شیامالان» در طول سال‌های اخیر ما را با وجود ترساندن و دور شدن صفحه نمایش و پرده سینما در حین تماشا، به خود جذب کرده است. اثر جدید این نویسنده و کارگردان موفق سبک وحشت لذت تماشا را در سردرگم کردن مخاطب به وجود می‌آورد. در حالی که هنوز در بهت شخصیت چند وجهی اثر قبلی این کارگردان هستیم، شیامالان با برگذاری محفلی از شخصیت‌های محبوب خود که در سال‌های اخیر عرضه کرده است، چالش بزرگی برای بیننده به وجود آورده و گویا این چالش مورد استقبال بسیاری قرار گرفته است.

      فیلم شیشه 2019 با شروع عرضه برای چند هفته در صدر باکس آفیس ایالات متحده قرار گرفته است. اما این استقبال به دلیل خوش‌نامی کارگردان اثر است یا گلس به خودی خود و فارغ از نام سازنده، حرفی برای گفتن دارد؟ برای پاسخ به این سوال، در ادامه به بررسی و نقد فیلم Glass می‌پردازیم.



      نقد و بررسی فیلم Glass 2019
      نقد و بررسی فیلم Glass 2019

      نام: Glass (شیشه)

      ژانر: درام، فانتزی

      سال انتشار: 2019

      نویسنده و کارگردان: ام. نایت شیامالان

      مدت: 129 دقیقه

      بازیگران مطرح: جیمز مکاوی، بروس ویلیس، ساموئل جکسون

      بودجه ساخت: 20 میلیون دلار

      زبان: انگلیسی

      Night Shyamalan از همان ابتدای ورود به دنیای سینما، با آثاری مانند The Sixth Sense و Unbreakable مورد توجه عموم قرار گرفت. گرچه در بازه‌ای شاهد افت استقبال از ایده‌های این کارگردان آمریکای-هندی بود‌ه‌ایم؛ اما در نهایت، عرضه محصول محبوبی به نام Split (نفاق) – ادامه غیر مستقیمی از داستان Unbreakable – این نویسنده محبوب را به جایگاه پیشین خود برگرداند.

      پس از دو سال، شاهد عرضه فیلم جدید ام. نایت شیامالان با نام Glass هستیم؛ که تجمع جذابی از شخصیت‌های خارق‌العاده و مبتلا به توانایی‌های فراطبیعی از دو اثر Unbreakable و Split است. فیلم گلس داستان زندگی این شخصیت‌های عجیب و خارق را در دنیای واقعی روایت می‌‎کند. شاید اکنون در عصر قهرمانان بی‌عیب و نقص دنیای «مارول» و «دی‌سی» زندگی می‌کنیم، اما شیامالان روش خود برای پردازش شخصیت‌های قهرمان و خارق‌العاده کامیک‌بوک را دارد.

      در همین ابتدای نقد فیلم Glass به موفق شدن یا شکست خوردن کارگردان در ارائه روایت متفاوت از قهرمان‌های کامیک‌بوکی اشاره نمی‌کنیم. مقصود حذر کردن شما از پنداشت مشابه بودن دنیای شیامالان با شخصیت های دنیای سینمایی مارول است.



      پیش‌زمینه و روند داستان فیلم Glass 2019
      پیش‌زمینه و روند داستان فیلم Glass 2019

      فیلم Glass 2019 در ادامه ماجرای فیلم Split ادامه می‌یابد. در فیلم قبلی این کارگردان با شخصیت Kevin Wendell (با بازی جیمز مکاوی) آشنا شدیم. کوین تحت سلطه ابعاد شخصیت‌های چندگانه اخلاقی خود است. این ابعاد شخصیتی را با نام «اعضای هورد» می‌شناسیم که موجب نفاق ترسناکی در رفتار کوین شده است. در طرف دیگر پس از سال‌ها، شخصیت David Dunn (با بازی بروس ویلس) از فیلم Unbreakable را ملاقات می‌کنیم؛ که اکنون یک کسب‌و‌کار تامین امنیت خانه‌های شهروندان را مدیریت می‌کند. اما می‌دانیم که دیوید هرگز بازنشسته نمی‌شود و به طور مخفیانه در حال مبارزه با جرایم شهر فیلادلفیا به عنوان یک The Overseer است. در این میان، پسر دیوید، Joseph (با بازی اسپنسر تریت کلرک) که اکنون بزرگ شده هم وارد راه پدرش شده و به او کمک می‌کند.

      در جریان مبارزه این دو با جرایم شهر فیلادلفیا، آن‌ها توانستند در حضور یک شخصیت چند بعدی هورد را – همان که شخصیت کوین در فیلم Split به آن مبتلا بوده است – پیگیری کنند و محل سکونت آن را در حالی بیابند که این هورد به مانند دیگر شخصیت‌های پلید با گروگان گرفتن چند دختر جوان، قصد قربانی کردن آن‌ها برای موجود The Beast را دارد. در حالی که منتظر رویارویی دیوید و شخصیت چندوجهی هستیم، اما تقابل این دو طولی نمی‌کشد که ناگهان یک مهمان ناخوانده جریان مقابله این دو را به هم می‌ریزید. یک افسر پلیس برای دستگیر کردن این‌ها به محل گروگان‌گیری حمله می‌کند و این دو را دستگیر می‌کند. این افسر توسط شخصیت کلیدی به نام دکتر Ellie Staple (با بازی سارا پاولسان) به این محل هدایت شده است.

      دکتر استیپل یک پزشک متخصص در زمینه درمان افراد مبتلا به وهم داشتن قدرت‌های خارق‌العاده است؛ که موفق می‌شود دیوید و کوین را به موسسه Raven Hill Memorial بکشاند. اگر فیلم Unbreakable را تماشا کرده باشید، می‌دانید که شخصیت Elijah Price با لقب آقای گلس (با بازی ساموئل جکسون)، به این موسسه پس از جرم‌های بسیار خود در پایان این فیلم تبعید شد. حال شاهد حضور سه شخصیت غیرمعمولی یعنی دیوید، کوین و الیجا در کنار یک‌دیگر هستیم.

      برنامه دکتر استیپل این است که به این سه مرد بفهماند که آن‌ها شخصیت‌هایی با قابلیت‌های عجیب نیستند. اما الیجا با قرار گرفتن در کنار سه قهرمان شگفت‌انگیز دیگر، مجذوب این ایده می‌شود که به هر نحوی که شده، وجود انسان‌های خارق العاده را به جهان اثبات کند. در این میان مادر جوزف و دوست خود در تلاش‌ هستند تا این سه را از قرنطینه‌ای که در آن حبس هستند، پیش از آن‌که دیر شود، نجات دهند.



      مقصد داستان فیلم گلس
      مقصد داستان فیلم گلس

      در حالی که نام فیلم به طور مستقیم به اسم گلس اشاره می‌کند، اما این فیلم چندان بر حول شخصیت الیجا یا دو شخصیت دیگر پیش نمی‌رود. فیلم Glass 2019 بیش‌تر به جای لقب الیجا به طرز تفکر او مرتبط است. شیامالان از طریق بیان الیجا به تاثیر به‌سزای شخصیت‌های ابر قهرمان بر زندگی تمامی افراد می‌پردازد. نویسنده قصد دارد اهمیت موجودات خارق العاده را مانند آن چه در داستان‌های اسطوره‌ای تا کامیک‌بوک‌ها موجود است، در شکل‌گیری تخیل و افکار ما تشریح کند.

      مسئله فیلم شیشه تنها با قهرمانان بخت‌برگشته نیست. این فیلم سعی دارد تا به مانند نقاطی که در دو فیلم Split و Unbreakable تجربه کردیم، به این موضوع ایمان بیاوریم که هر شخصی دارای یک قدرت بالقوه – و شاید خارق‌العاده – است. حال، بروز و پرورش این قدرت که برای مدتی ناشناخته مانده، می‌تواند به خودی خود، یک داستان دیدنی جذاب به مانند دو فیلم قبلی باشد. شیامالان قصد دارد تا آزادی بروز قابلیت‌های نهفته در ذات هر شخص را حق طبیعی هر فرد نشان دهد؛ اما این موضوع را گوشزد کند که بروز یک ویژگی غریب و متفاوت، ممکن است موجب دوری جامعه از فرد شود، که باید با این موضوع مبارزه کرد.

      همه این موضوعات، فیلم Glass 2019 را تا پرده دوم خود، اثری جذاب می‌کند. شکستن تابوی متفاوت بودن و شناختن قابلیت‌های درونی با هر زمینه و در هر روایتی جذاب است؛ اما زمانی که فیلم وارد پرده سوم می‌شود، متوجه می‌شویم که کارگردان نتوانسته بیش‌تر از این به قهرمان‌های داستان اوج دهد و سوخت پرواز داستان در این نقطه به پایان می‌رسد. در میانه متوجه می‌شویم که باید امیدوار باشیم تا نه با هدف به مقصد رضایت رسیدن، بلکه ایمن فرود آمدن در یک بیابان ناکجاآباد، تیتراژ را روی پرده مشاهده کنیم.

      Glass، عیب منزجرکننده در مفهوم و زمینه خود ندارد و با شروع داستان، بسیار مشتاق کننده است؛ اما در پایداری داستان و رسیدن به هدف داستان به مشکل بر می‌خورد. فیلم به شدت به دیالوگ‌های خود وابسته است و این دیالوگ‌های مسحورکننده به مرور شما را تشنه مواجهه با یک پیچش خارق العاده می‌کنند. اما مدتی که می‌گذرد، متوجه می‌شویم که قرار است برای مدتی به دیالوگ‌های پشت سر هم گوش دهیم. در دورانی که قهرمانان شگفت‌انگیز را کم‌تر در حال حرف زدن و بیش‌تر در میان تخریب، آتش و انفجار می‌بینیم، وعده‌های گفتاری شخصیت‌های فیلم Glass تنها برای مدتی قابل تحمل هستند.

      تلاش شیامالان بر ترکیب دو دنیای فیلم‌های پیشین خود است؛ اما تنها توسعه قابل مشاهده در داستان، دست‌یابی به جزییات بیش‌تر از هر شخصیت است که کمکی به ارتباط این‌ها با یک دیگر نمی‌کند. با این که حتی شاهد افزوده شدن شخصیت‌های فرعی جدید به کوین هستیم، اما دقیق نمی‌دانیم که این شخصیت‌ها در حالی که خود او نه گروگان‌گیر بلکه اسیر دیگری است، به چه کار خواهد آمد. از سه شخصیت اصلی که بگذریم به شخصیت‌های جانبی امید می‌بندیم؛ تا شاید آن‌‌ها برای ما مقصد این داستان را شرح دهند. اما هر چقدر که مشاهده مجدد نقش «کیسی کوک» با بازی «تیلور جوی» هیجان بخش است، اما این بازیگر کلیدی هم نمی‌تواند مشکل اصلی داستان را برطرف کند.



      تصویر، آخرین ذخیره شیامالان برای راضی نگه داشتن بیننده
      داستان فیلم شیشه به جای این که با سردرگمی شما را درگیر جریان خود کند، بیش‌تر گیج کننده بود. اما شیامالان یک برگ برنده دیگر در دست خود دارد؛ با وجود بی‌راهه رفتن روند داستانی اما مواردی که ما را مجاب به ادامه تماشا می‌کند، کارگردانی و ویرایش ویدیویی خلاقانه با نظارت شیامالان است. قالب رنگ و دید به خصوص، نمای نهایی درخوری را به وجود آورده که این فیلم را از دور، یک ماموریت واجب برای تماشا نشان می‌دهد. شاید بهتر بود شیامالان به جای روی آوردن به صحنه‌های اکشن از همان طریقه قدیمی خود، یعنی استفاده از دیالوگ‌های استرس‌آور برای تهیج مخاطب استفاده می‌کرد. چراکه نمای کلوزآپ در درگیری‌های شخصیت دیوید ناامید کننده است. به طور کل فیلم شیشه 2019 قصد دارد با افزودن چاشنی‌های ناهمگن، نمای متفاوتی از این اثر نشان دهد؛ اما در آخر با شکست مواجه می‌شود. موسیقی متن به عمد قصد تلقین فضای استرس‌آوری را دارد؛ در حالی که در صحنه همزمان، اتفاق بسیار تکان دهنده در پیش‌روی شخصیت‌ها قرار ندارد.



      دیدن یا ندیدن فیلم Glass 2019
      فیلم Glass 2019 را نمی‌توان ناموفق عنوان کرد؛ چراکه با وجود بی‌راهه رفتن، در نهایت می‌تواند تجدید خاطره جذابی از فیلم‌های قبلی این کارگردان باشد. اگر صرف حضور چاشنی‌هایی مانند نفاق کوین، خشم دیوید و دیوانگی الیجا برای شما کافی است، می‌توانید با لذت تماشای این فیلم را به پایان برسانید. اما برای افرادی که به دنبال ترکیب هوشمندانه از دو فیلم این کارگردان هستند، محصول نهایی، چندان رضایت آن‌ها را جلب نخواهد کرد. فیلم شیشه نه به خاستگاه درام و فانتزی با پیچش‌های داستانی جذاب و نه به خاستگاه ابرقهرمانی با هیجان خاص خود می‌رسد.

عناوین مشابه

Lucy (2014)
6.4
لوسی دختری است که در تایپی ( تایوان) زندگی می کند و شغلش مصرف مواد مخدر است. او ناخواسته موادی را وارد سیستم بدنش می کند که او را به یک فرا انسان تغییر می دهد. او دید چشمی قوی به دست می آورد و قادر می شود با ذهنش اجسام را حرکت دهد و دردی هم حس نمی کند...